بازی ها

چگونه تراژدی دوسکور در نشان آتش: سه خانه اتفاق افتاد

گفتن این حرف، یک دست کم گرفتن بزرگ خواهد بود در Fire Emblem: Three Houses افسانه های زیادی وجود دارد که باید با آنها همراه باشید و رزمندگان نشان آتش: سه امید. در حالی که این چیزی است که بسیاری از مردم در مورد این بازی‌ها دوست دارند، هیچ کس نمی‌تواند شما را به خاطر پایین آمدن حفره ویکی در حالی که سعی می‌کنید همه چیزهایی را که متوجه نشده‌اید کنار هم قرار دهید، سرزنش کند.

مطالب مرتبط: بازی هایی برای بازی اگر عاشق نشان آتش: سه خانه بودید

یکی از نکات اصلی که در طول بازی مورد بررسی قرار گرفت این است تراژدی دوسکور، رویدادی آسیب زا که تأثیرات موجی در طول تاریخ داشت. شما تکه هایی از پازل را در مسیرهای داستانی مختلف بازی ها کنار هم قرار می دهید. در این مقاله، همه این دانش را در یک مکان مناسب جمع آوری می کنیم.

گیمر ویدیوی روز

تراژدی دوسکور چه بود؟

تراژدی دوسکور به قتل پادشاه و ملکه پادشاهی مقدس فارغوس اشاره دارد، که در سال 1176 امپراتوری رخ داد، حدود یک دهه قبل از شروع نشان آتش: سه خانه.

هنگام سفر از طریق دوسکور (ملتی مستقل در نزدیکی فارغوس) با تعدادی از اشراف و شوالیه ها، پادشاه لمبرت و همسر ملکه اش، پاتریشیا، قربانی یک حمله غافلگیرانه شدند. تقریباً همه را ذبح کردند و سوزاندند. شاهزاده دیمیتری تنها بازمانده بود.

مرتبط: بازی هایی که در آن نقشه شرور و آنتاگونیست واقعاً معنا پیدا کرده است

پس از آن، اگرچه چند تن از اشراف در طرح دخیل بودند، بیشتر مردم فارغوس مقصر این مرگ‌ها را به گردن مردم دوسکور می‌اندازند. مردم دوسکور هنوز به جای پرستش سوتیس، مذهب مشرکانه داشتند. به همین دلیل، از جمله دلایل دیگر، شهروندان فارغوس کسانی را که در دوسکور زندگی می‌کردند، «دیگران» می‌دیدند – آنها را تبدیل به قربانی کامل می‌کرد.

در زمان پس از قتل، دوسکور به تلافی توسط فائرگوس فتح شد. و تقریباً همه کسانی که در آنجا زندگی می کردند کشته شدند. این قلمرو به خانه کلیمان اعطا شد که قبلاً فقط یک خانواده کوچک نجیب با مالکیت تنها یک قلعه و زمین های آن بود. اگرچه دیمیتری سعی کرد تقصیر دوسکور را انکار کند، سخنان او به عنوان یک شاهزاده جوان آسیب دیده قانع کننده نبود.

اصطلاح “تراژدی دوسکور” برای اشاره به کشتار اولیه و تسلط دوسکور که پس از آن انجام شد، استفاده می شود.

چه کسی پشت تراژدی بود؟

پخش تمام مسیرهای داستانی در Fire Emblem: Three Houses به شما امکان می دهد قطعات پازل را کنار هم قرار دهید و دریابید که واقعاً در آن روز سرنوشت ساز سال 1176 چه اتفاقی افتاده است.

ملکه همسر پاتریشیا همسر دوم پادشاه لمبرت و نامادری دیمیتری بود، اما پاتریشیا در واقع نام او نبود. او آنسلما فون آروندل، مادر پرنسس ادلگارد به دنیا آمد.

هنگامی که یک کودتا باعث برکناری پدر ادلگارد، امپراتور ایونیوس نهم شد. پاتریشیا به پادشاهی مقدس فارغوس گریخت. او در آنجا با پادشاه لمبرت آشنا شد و ازدواج کرد. اما زن مقدس کورنلیا به شدت در روابط آنها دخالت کرد و اطمینان حاصل کرد که آنها تقریباً هرگز با هم تنها نیستند.

همزمان با فرار پاتریشیا، برادرش ولخارد ادلگارد را از کودتا نجات داد و همچنین در فارغوس پناهنده شد. با این حال، هر یک از خواهر و برادرها نمی دانستند که دیگری نیز در فیردیاد (پایتخت فارغوس) است. پاتریشیا با عشق دیمیتری را به عنوان پسر خود بزرگ کرد، حتی زمانی که دیمیتری در حال آشنایی با خواهر ناتنی خود بود، در حالی که پاتریشیا هیچ ایده ای نداشت.

پس از اینکه ادلگارد و ولخارد فیردیاد را ترک کردند، کورنلیا به پاتریشیا گفت که دختر مورد علاقه‌اش در دسترس بوده است، اما پادشاه لمبرت اطمینان داده است که او نمی‌داند. پاتریشیا در خشم و ناامیدی خود از پیوستن مجدد به ادلگارد، به کورنلیا و سایر خانه های نجیب شورشی کمک کرد تا تراژدی را تنظیم کنند و به جای اینکه همراه با دیگران بمیرد، پاتریشیا در واقع فرار کرد.


با این حال کورنلیای اصلی در واقع سال ها پیش کشته شده بود و یکی از اعضای آن جایگزین شده بود کسانی که در تاریکی می لغزند. این گروه به بزرگانی که می خواستند پادشاه خود را سرنگون کنند اهمیتی نمی دادند. آنها فقط می خواستند فائرگوس را بی ثبات کنند و به کورنلیا قدرت بیشتری در دولت بدهند. پاتریشیا هرگز نتوانست به دخترش در امپراتوری آدرستیا برگردد. برادرش ولخارد که داشت همچنین با کسانی که در تاریکی می لغزند جایگزین شد و کل تراژدی را تنظیم کرد.

مطالب مرتبط: نشان آتش سه خانه: جزئیات پنهان درباره کلیسای سیروس

به نظر می رسد که پس از فرار پاتریشیا، او توسط کسانی که در تاریکی می لغزند ربوده شد و دیگر خبری از او نشد.

تا آنجا که دوسکور در این تراژدی مشارکت داشت، به نظر می رسد حداقل برخی از مهاجمان واقعاً از مردم دوسکور بودند (البته نه همه آنها). به نظر می رسد کسانی که در تاریکی می لغزند در جستجوی قربانی برای این حادثه بودند. آنها توانستند ناامیدی را در برخی از مردم دوسکور برای همسایگان خود در فارغوس برانگیزند و باعث شوند که آنها به این امر بپیوندند. متأسفانه همه ملت سقوط کردند.

چگونه بر شخصیت های نشان آتش تأثیر گذاشت؟

دیمیتری

دیمیتری، ولیعهد فارغوس، تنها بازمانده تراژدی دوسکور بود..

دیمیتری با تماشای مرگ خانواده، دوستان و عزیزانش که در نیمه دوم بازی با آن دست و پنجه نرم می کند به طور قابل درک آسیب دید. پس از آن، او درگیر انتقام از افتادگان شد و تقصیر را به گردن ادلگارد انداخت. دیمیتری نیز دپیری (از دست دادن چشایی) و احساس گناه شدید بازمانده که باعث می شود او توهمات افرادی را که مرده اند ببیند.

سررسید

ددو پسر آهنگری از دوسکور است. پس از کشتار، همانطور که اشاره کردیم، اکثر مردم در دوسکور به تلافی سلاخی شدند. دیمیتری سعی کرد اصرار کند که دوسکور مسئول نیست، اما در نهایت، تنها توانست یک نفر را نجات دهد: پسری در سن خودش به نام ددو.

به عنوان تشکر (و با کشته شدن خانواده‌اش و تخریب شهرش)، ددو جان خود را در خدمت دیمیتری سوگند یاد کرد و نگهبان او شد.

ادلگارد

اگرچه ادلگارد شریک (ناراضی) کسانی است که در تاریکی می لغزند، او در فاجعه نقش نداشت همانطور که دیمیتری به او مشکوک است.

در حالی که او از (بیشتر) حقیقت آنچه رخ داده مطلع شد، ادلگارد هرگز متوجه نشد که مادرش ملکه پاتریشیا است. که در تلاش برای بازگشت به خاطر او جان باخت و به فاجعه کمک کرد، یا اینکه دیمیتری برادر ناتنی او بود.


فلیکس

فلیکس در کنار دیمیتری بزرگ شد و از خانواده ای اصیل با روابط قوی با خانواده سلطنتی فارغوس بود. برادرش گلن یک اعجوبه بود و در سن 15 سالگی شوالیه شد. گلن یکی از شوالیه‌هایی بود که در هنگام وقوع فاجعه با پادشاه و ملکه سوار می‌شد و در تلاش برای محافظت از آنها جان خود را از دست داد. این باعث ایجاد نفرت عمیق از ارزش های شوالیه ای در فلیکس شد. او از این واقعیت که گلن مجبور شد – و انتظار داشت – برای پادشاهش بمیرد ناراحت بود.

علاوه بر این، این امر باعث تیرگی روابط فلیکس با دوست دوران کودکی اش، دیمیتری شد. فلیکس به عنوان یکی از معدود افرادی که دیمیتری را از دوران جوانی می شناسد، قبل از اینکه بازیکن واقعاً آن را در نیمه دوم Fire Emblem: Three Houses ببیند، از جنبه تاریک دیمیتری نیز آگاه است. او دیمیتری را «شاهزاده گراز» می نامد.

اینگرید

اینگرید یکی دیگر از دوستان دوران کودکی دیمیتری بود. از بدو تولد، اینگرید با برادر فلیکس، گلن، نامزد شد که همراه با پادشاه و ملکه درگذشت. او او را به عنوان یک نامزد دوست داشت و او را به عنوان یک شوالیه تحسین می کرد، بنابراین مرگ او عمیقاً تحت تأثیر قرار گرفت. اگرچه این رویاهای او مبنی بر اینکه روزی خودش یک شوالیه شود را متزلزل نکرد، اما سطحی از دشواری را به رابطه او با فلیکس اضافه کرد.

علاوه بر این، اینگرید به ما نگاهی اجمالی به احساس اکثر مردم Faerghus می دهد درباره Duscur; او نفرت زیادی نسبت به آنها به عنوان افرادی که (به گمان او) مرگ پادشاه و ملکه او را سازماندهی کردند، دارد. این ناامیدی در گفتگوهای او با ددیو کشف می شود و او در نهایت خطای تعصب خود را درک می کند، اما این یک مبارزه برای او است.


بعدی: نشان آتش سه خانه: یادگار هر قهرمان، رتبه بندی بر اساس قدرت


Source link

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا